امروز قصد دارم یکی دیگر از تکنیک‌ها و علوم NLP بنویسم
که مخاطبان گران‌قدر بتوانند، با بهره گرفتن از این مقاله، روابط بهتر بسازند، یعنی مطلب امروز با ارتباط موثر مرتبط است، موضوع امروز درمورد کانال ترجیحی هر شخص است

کانال‌های ترجیحی

هر انسانی دارای حواس پنج‌گانه می‌باشد:

حس بینایی، حس شنیداری، حس چشایی، حس لامسه و حس بویایی

۵ حس اصلی که انسان را قادر به انجام کارها می‌کند

و تقریبا هریک از این حواس، او را وادار به داشتن مهارت‌ها و توانایی‌های کرده است.

توانایی‌های هر شخص وابسته به چگونگی بهره گرفتن از حواس یا کانال ترجیحی است.

ممکن است فردی خیلی تیزبین باشد اما روی صداها تمرکز چندانی نکند؛ فرد دیگر می‌تواند

حس بویایی قوی داشته باشد اما حس چشایی‌اش، آن‌قدرها هم خوب نباشد.

گیرایی هر فرد با فردی دیگر متفاوت است.

مثال اول برای کانال ترجیحی

اگر شخص از حواس پنج‌گانه‌اش بیشتر از بینایی استفاده کند، پس ترجیح می‌دهد

که مطلب یا کتابی را به صورت دیداری، از روی کاغذ یا نوشته بخواند و مطلب را دریابد.

مثال دوم

اما کسی که شنیدن را از میان حواس پنج‌گانه‌اش ترجیح دهد، قطعا با یاد گرفتن مطلب از طریق صوت و شنیدن عملکرد بهتری دارد.

مورد اول فردی با کانال ترجیحی دیداری می‌باشد و مورد دوم فردی با کانال ترجیحی شنیداری، حالا می‌خواهم به دیگر خصوصیات آن بپردازیم:

شخصی که دارای کانال ترجیحی لامسه یا لمسی می باشد، برای درک مطالب بهتر است آن‌ها را،

لمس و تجربه کند؛ به این ترتیب دریافت بهتری از مسائل خواهد داشت.

فرض کنید او نسبت به چیزی کنجکاو است

در چنین موقعیتی حتی اگر همه‌ی اطلاعات را برای سرکوب کردن

حس کنجکاوی‌اش در اختیار داشته باشد، باز هم می‌خواهد آن‌را لمس کند

و ببیند زبر است یا نرم؟ گرم است یا سرد؟ وقتی به آن دست می‌زند، چه حسی دارد؟

در بالا درباره‌ی سه مورد از سیستم‌های واکو گفتم، برای بهتر رساندن مطلب

به خوانندگان این مقاله، دو کانال ترجیحی دیگر را با یک مقایسه بیان می‌کنم.

شخصی که دارای کانال ترجیحی بویایی می‌باشد و شخصی با کانال ترجیحی چشایی را در حین تست یک خوراک در نظر بگیرید

نظر هر یک از این دو درباره‌ی غذا متفاوت خواهد بود.

فردی که بویایی می‌باشد بیشتر از بوی غذا تعریف می‌کند و به این قسمت آن خوراک دقت می‌کند و می‌گوید

بوی خوشی دارد اما بود دارچین، کمی بیش از اندازه است و اگر کمتر استفاده می‌شد بهتر بود.

اما نفر بعدی که چشایی می‌باشد، روی مزه‌ی غذا تمرکز دارد و زیاد بودن دارچین غذا را از مزه‌ی آن تشخیص می‌دهد.

همانطور که شخصی به نوع خودش دنیا و کائناتش را می‌نگرد، همان‌گونه از مسائل درک و دریافتی به نوع خود دارند

و توصیه می‌کنم از کسی با کانال ترجیحی دیداری انتظار گوش دادن کتاب صوتی را بدون کلافگی، نداشته باشید.

هر کسی به نوع خودش خاص می‌باشد و می‌تواند با توانمندی‎‌های وجودی خودش موفقیت‌های بسیاری  به دست آورد.

آن که شنیداری است ممکن است بخواهد خواننده شود اما مجبور به نویسندگی باشید

هیچ‌گاه نمی‌گویم این فرد نمی‌تواند در نویسندگی موفق باشد؛ بلکه می‌گویم او در موسیقی و خوانندگی موفق‌تر است.

تشخیص و شناسایی کانال ترجیحی هر شخص ساده است و راه‌های خوب و زیادی دارد، در مقالات بعدی این موضوع را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *