تجربه ۱۴ ساله عزت محمدی مرام در چند خط

از سال ۱۳۸۵ مشغول آموزش در خارج از دانشگاه و مدرسه هستم. و تاکنون حدود ۲۱۰ میلیون تومان هزینه مستقیم برای این آموزش‌ها پرداخت کرده‌ام، که البته با هزینه‌های جانبی مانند رفت و آمد، هتل، خوراک، بلیط هواپیما و خرج ماشین، این مبلغ  به ۴۰۰ میلیون تومان می‌رسد.

علوم مختلفی که آموخته‌ام:

نوابغ فروش ۱

نوابغ فروش ۲

نوابغ فروش ۳

کارگاه شخصیت آهنین

چگونه فرزندان بهتری تربیت کنیم

چگونه در نگاه اول محبوب واقع شویم

هدف، بزرگترین فانوس دریایی

ازدواج، آغاز یا پایان عشق

موفقیت

کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید

ده نمک، تغییر بدتر از مرگ

دوره استادان موفق

درسهای موسسه آگاهی برتر تا لول ۱۳+

دوره یکساله مدرسه استادی

کارگاه رفع خجولی

پکیج کامل موسسه بیشتر از یک نفر

کارگاه فن بیان

دوره جامع سخنرانی

دوره کارخانه تولید اطلاعات

ایمیل مارکتینگ

ستارگان تبلیغ نویسی

تور آموزشی خلاقیت

وبمستران هوشمند

کلوپ نورهانی

کلوپ صفوی

دوره‌ دیپلما ان ال پی

دوره پرکتیشنری ان ال پی

دوره‌های هیپنوتیزم

دوره یکساله قدرت مذاکره

دوره‌های بلند مدت شخصیت شناسی انیاگرام

و بسیاری دیگر که نام بردن از آنها می‌تواند خارج از حوصله باشد.

اگر به لیست بالا نگاهی بیندازید، از خواندن نام این دورره‌ها خسته خواهید شد، حالا فکرش را بکنید که من تمام این دوره‌ها رو شرکت کردم و تمریناتش را هم انجام داده‌ام و همچنین تلاش کرده‌ام، این آموخته‌ها را در زندگی و کسب و کارم مورد استفاده قرار دهم.

در مقاطع مختلف به انتقال این آموزش پرداخته‌ام و کارگاه‌های مختلفی را برگزار نموده‌ام.

عزت محمدی‌مرام

شاید شما هم قبول داشته باشید که خیلی سخت کوش بوده‌ام و این همه حوصله به خرج داده‌ام.

و به نظر خودم، حقیقت این است که این همه تحصیل، تقریبا معادل ۵ دکترا در رشته‌های مختلف است و شاید هم بیستر!

ولی دردو سال گذشته به این نتیجه رسیدم که اکثر این دوره‌‌ها اضافی بوده‌اند و اصلا کاربردی برای من نداشته‌اند.

شاید به نظر کمی بی‌انصافی بیاید، اما من اعتقاد دارم که اینگونه است، اگر می‌گویید نه، پس شما را دعوت به چالش می‌کنم و می‌گویم شما هم به مانند من، بعد از فارغ‌التحصیل شدنتان، ۱۴ سال تمام در دوره‌هایی که بالا نام بردم شرکت کنید و بعد نظرتان رو اعلام کنید.

چون بعد از ۱۴ سال کسب دانش و تجربه، و در سن ۳۷ سالگی، به این نتیجه رسیدم که هیچ کسی نمی‌تواند به انسان چیزی بیاموزد، مگر اینکه انسان را در موقعییت کشف قرار بدهد.

یعنی فرد را به جایی برساند که خودش بگوید؛ آهــــــــا! حــــالا فهــــمیدم

به همین جهت عاشق کوچینگ شدم، چون کوچینک تنها دانشی است که به انسان جهت و مسیر نشان نمی‌دهد و نمی‌گوید چه کاری درست و چه کاری غلط، بلکه فقط فرد را در موقعیت کشف قرار می‌دهد و اجازه می‌دهد خود شخص راه حل را پیدا کند و به کار ببندد.

البته دو سال است که در زمینه کوچینگ تحقیق می‌کنم و تلاش می‌کنم کسی را پیدا کنم که کوچینگ را خالصانه یاد گرفته باشد، تجربه کرده باشد و من را بعنوان شاگرد بپذیرد تا بتوانم این مهارت را بیاموزم و در زندگی از آن استفاده کنم.

البته در دو سال گذشته ۱۲ جلد کتاب بطور مستقیم در مورد کوچینگ مطالعه کرده‌ام و همچنان مطاله می‌کنم.

ولی باور دارم که صرفا با مطالعه کتاب نمی‌توان خود را کوچ نامید و این دقیقا نقطه مقابل افراد زیادی است که با خواندن چند کتاب، خودشان را کوچ می‌نامند و از این حرفه درآمد فروان دارند.

چند روز پیش در یک دورهمی دوستانه، از دوستی یک جمله جالب شنیدم، می‌گفت الان روزگار جوری شده که هر کسی با پدر، مادر، دوست و جنس مخالش قهر می‌کند، می‌آید و می‌گوید؛ من کوچ هستم.

بگذریم.

اگر با من همراه باشد و نوشته‌های بعدی من را مطالعه کنید، سعی می‌کنم به تعریف صحیح کوچینگ بپردازم و نیر خصوصیات یک کوچ را بررسی خواهیم کرد.

از این که با من همراه هستید متشکرم

دوستدار شما عزت محمدی مرام

2 پاسخ
  1. محسن
    محسن گفته:

    عالی درود بر شما ممنون که تجارب آموزشی و مسیری که طی کردین رو به اشتراک می گذارین

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *